لونا پارک
عصر یه روز رفتیم لونا پارک میترسیدی سوار وسایل بشی اما حسابی حواست جمع بود همین که توپها رو دیدی بدو بدو رفتی طرفشون با سینا داشتی بازی میکردی حسابی بهت خوش میگذشت که دوست نداشتی بیایی بیرون.

موقع برگشتنم با گریه اومدی بیرون الهی مامان قربون گریه های نازت بشه 
اینم عکسای نازت 














بهترین لحظه هارو کنار تو و بابایی دارم 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


لونا پارک
